وقتی که واسه خودت میکنی دودوتا چارتا حساب کتاب بهت میگه حالا بدو با چهار پا
میفهمی با چندتا ضرب و تقسیم باید جلو پول فرود بیاری سر به تعظیم
تو دیگه نمیشه بذاری رو این جمله سرپوش انگار پولو بستن به دم خرگوش
صب زوده دیروز که جمعه بوده بلند شدی ز جا و کلی حرف مونده تو دل
چشم نیمه بازتو میگه دیگه حاضر شو که دیره رسید سپیده دیگه عازم شو
خب تو خب میدونی طول و عرض زندگی یه چیزه که اونم پول و ارزه
حرف تلخیه ولی بدون به مولا راس میگم ببین آدما جلو کیا دلا راس میشن؟
چون که اون رئیس و تو کار مندی مث یه ماشینه که تو واسش یه باربندی
ممکنه که دیگه حرف دلت خونده نشه تو دوره ای که کسی نمیده خون به پشه
باید سعی کنی با یک نبوغ قشنگ حقتو یه جور بگیری از حقوق بشر
گیجه گیجی به یک نقطه خیره میشی تو فکر اینکه آیا سر کار میشه پیچید؟نه
نباید بدی تو روزو از دست میدونم که کار سخته وقتی روح خستس
ولی خوب تو این وضع کیش میشی و توی این شطرنج اگه نجنبی کیش میشی
خب هرکی مایه داره باشه خب تو کیش میشی چرا فقط همش من و تو دمب کیشمیشیم ؟!
ضعیف و پوچی ولی ضریب هوشی میگه که کمی بکوشی دیگه دویده خورشید میره
همین که جوشی شیرت کمی بنوشی دیگه سریع بپوشی دیره همین بکوشی اینه
خیابون خشن پر از دود و شلوغ و تن نگاهای بد به هم که ینی شروع جنگ
چند نفر میان میگن آقا باشه ول کن اگه نه که با صورت میری تو بادجه تلفن
کلی بد و بیرا بارت شد با اعصاب خورد سر کارت وارد شو اسم کار اسمشه که ژست داره
فقط فکر اینه نشی زیر قسط پاره کدوم کار کدوم مشتری تو سر خوش به جز اینکه نخ لباستو توی انگشت بپیچی
اونیم که میاد تو با چشم خیره گدا بود یا خواسته ازت آدرس بگیره
(یه روز کاریه توی کلا زندگیه ما!)
کار تعطیل خسته بارو بندیل بسته انگار که توی دل کوه یه غار کندی
کسر وقت نمیده به تو یه استراحت زندگی واست شده یه دوی استقامت
خیلی دوس داری تا خونتون یه دربست بگیری گلوله برسی خونه بخوابی در اصل بمیری
شرایطش نیست پس واسه چی واستادی؟ قحطیارو بغل کن ، آزادی آزادی!
تو راه خونه با فکر مشغول و هزار استرس که نکنه فردا گاوت هشت قلو بزاد و وقت رعد و برق قلبه
و جذر و مد منه و وضع من چه بده چون قبض برق اومده باید قبض و پولتو با کش ببندی باهاش خدافظی کنی و بهش بخندی
اینه تنها راه خنده توی قشر قبلی و البته یه دیوونه ای تو چشم هرکی...